ملکا ذکر تو گـویم
ملکا ذکر تو گـویم که تو پاکـی و خدایـی
نروم جز به همـان ره که تواَم راه نمائـی
همه درگاه تو جویم،همه ازفضل تو پویم
همه توحید توگویم که به توحید سزایی
بری از رنج و گدازی،بـری از درد و نیـازی
بری از بیم و امیدی،بری از چون وچـرایی
نتوان وصف توگفتن که تودروصف نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیـایی
همه غیبی توبدانی همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی همه کمی توفزایی
لب و دندان سنایی همه توحید تو گـویـد
مگــر از آتش دوزخ بــودش روی رهــایی
حکیم سنایی غزنوی
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 12:24 توسط شوریده دل
|
بنام الله