يارغار
عشق وبد نامی ودرد وغم بما شد يارغار
تامحمد(ص) وارباشد عاشقان را چاريار
آرزوی يــار داری يــارمی گــويد بيــــا
تا کنــد دلداری تو در دل شبهـــای تـار
نرم تر يك نيمشب گو اي خدا درمن نگـر
پس شبانروزي نظرراشصت وسيصدشمار
يارگفت هرجا كه باشي با توام يادت كنم
ازچنين ياري فراموش كرده اي تو ياد دار
روح تو مرغيست كز نزد خدا آمد به تـن
بي خدا مرغــي خدايــي را كجا گيرد قـرار
ساقيا زان مي كه گفتي ميــدهم درآخــرت
كم نخواهد شدكه دردنيا گركني جامي نثار
كاروان ها در بيابانهــا هلاك اند ازعطـش
ابر رحمت را بيارد قطــره ي چندين ببار
پیر گیلانی
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 15:31 توسط شوریده دل
|
بنام الله