پیغام سروش
دوش با مــن گفت پنهـان کاردانـی تیزهـوش کز شمــا پنهــان نشـاید کـرد راز میفـروش
گفت: آســان گیر برخود کارها،کـز روی طبـع سخت میگیردجهان برمردمـان سختکوش
وآنگهــم در داد جامــی کـز فـروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربطزنان میگفت:نوش
بـا دل خــونین لب خنـدان بیـاور همچـو جام نی گرت زخمی رسدآیی چوچنگ اندرخروش
تا نگــردی آشنـا زیــن پـرده رمــزی نشنــوی گوش نامحـــرم نبــاشـد جـای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیــا غم مخور گفتمت چون درحدیثی گرتوانی داشت گوش
در حریم عشق نتوان دم زد از گفت و شنیـد زآنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بودو گوش
بربساط نکتهدانان خودفروشی شرط نیست یاسخن دانسته گوی ای مردعاقل یاخموش
ساقیــا مـی ده که رندیهای حافظ فهم کرد آصف صـــاحبقــران جــرم بخش عـیبپـوش
حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 6:53 توسط شوریده دل
|
بنام الله