نور محمـد رسید-دروصف حضرت ختمی مرتبت(ص)
جـامــه سیــه کرد کفر نور محمـد رسید
طبــل بقــــا کــوفتنـد ملک مخـلد رسید
روی زمیــن سبز شد جیب درید آسمان
بار دگــر مـه شکــافت روح مجـرد رسیـد
دل چــو سطرلاب شدآیت هفت آسمان
شــرح دل احمــدی هفت مجلــد رسید
عقل معقــل شبی شدبرسلطان عشق
گفت به اقبــال تــو نفــس مقیــد رسیـد
چنــد کننــد زیر خاک صبر روانهای پاک
وقت شــدای مردگان حشر مجدد رسید
دوش در استــارگان غلغلـــه افتــاده بـود
کز سوی نیک اختــران اختر اسعد رسید
رفت عطاردزدست لوح وقلم درشکست
درپی اوزهره جست مست به فرقدرسید
عقل در آن غلغله خواست که پیدا شـود
کودک هم کودکست گر چه به ابجدرسید
خیزکه دوران ماست شاه جهان آن ماست
چون نظرش جان ماست عمر مبد رسید
ساقی بیرنگ ولاف ریخت شراب ازگزاف
رقص جمـل کرد قاف عیش ممدد رسیـد
بــاز سلیمـــان روح گفت صــلای صبــوح
فتنـــه بلقیــس را صــرح ممـــرد رسیـــد
رغـــم حســـودان دیــن کوری دیــو لعین
کحـــل دل و دیــده در چشم مرمد رسید
از پی نامحــــرمان قفـــل زدم بـر دهــان
خیز بگــــو مطــربا عشـرت سرمد رسید
بنام الله