حدیث حسن
جانا حدیث حسنت ، در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد
سـودای زلف و خالت، در هر خیال ناید
اندیشه ی وصالت ، جز در گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت ، اندر نشــان نگنجــد
آهی که عاشقانت، از حلق جان برآرند
هم در زمان نیاید ، هم در مکان نگنجـد
آنجا که عاشقانت ، یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلهـا ، گنجـی نهــان نهـادی
از دل اگر برآیــد ، در آسمــان نگنجــــد
عطّار وصف عشقت چون در عبارت آرد
زیرا که وصف عشقت، اندر بیان نگنجد
عطار نیشابوری
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۷ ساعت 20:58 توسط شوریده دل
|
بنام الله